اين روزاي ارد
اراد اين روزا خيلي با حال شده با حرفاي بزرگانه اي كه ميزنه
هر روز صبح كه به مامان زنگ ميزنم از اونور گوشي رو ور ميداره ميگه : حاجي مامان از حاجي بابا چه خبر؟
به دوستم فرزانه زنگ ميزنم اروين جون كه ميگه ميرم الان مدرسه ارراد ميگه خدافس به سلامت البته با تشديد روي " س"
مهمون كه مياد خونه مامان اينا چون خونه داداشم بالاي خونه مامان ايناست ميگه يواش بخندين زنداييم خوابيده
الانم كه ميگه اوشاق دايي (اوشاق به زبان تركي يعني بچه )
بعد دعاي اراد : خدايا پسر داييم پسر باشه ها
حالا اسم پسر دايي اراد كه فاميليش عليزادست به اوشاق دايي ميگه اراد قاسمي پسر حاجي بابا
تازشم انقدر قشنگ و با اب و تاب قصه برامون ميييييييييگه من و باباش ميخوايم همينطوري يعني درسته قورتش بديم
شعرايي هم كه من بهش ياد ميدم ميخونه ولي با اندكي تغيير و ي شعر نو درست ميكنه پسمل كولوچوي ما
دكترش هم كه گفته اراد يكم اضافه وزن داره بايد كره نخوره شير و ماست كم چرب هم بخوره تا چربي دور قلبش زياد نشه كه تو جووني خدايي نكرده دچار عارضه قلبي نشه
عاشق سايه بازيه همچين با نگاه به سايه افتاده روي زمين يا رو ديوار ذوق ميكنه كه نگو
الهي مامان فداي ي تار موت عزيزم


اين روزاي ارد
